18 آوریل, 2021

اين نام‌ها پنهان ‌شدنی نيستند-محمدصادق جوادی حصار

  • توسط AdminA
  • یکشنبه , 18 آوریل 2021
  • نظرات خاموش
Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

ما ميتوانيم به گذشته تاريخی خودمان (چه دور و چه نزديک) به عنوان بخشی از ميراث اين سرزمين نگاه كنيم؛ ميراثی كه به‌زعم عده‌ای خوب است و به‌زعم برخی بی خاصيت و به باور عده‌ای هم، بد. اما تاريخ در مجموع چراغ راه آينده است. آن كسانی كه در پی پوشاندن يا محو بخشی از تاريخ اين سرزمين هستند، بيش از آنكه از جلوه‌های گذشته تاريخی ابراز بيزاری كنند يا بی خاصيت‌شان بدانند، تابلو برداشته‌اند و ابراز ميكنند كه ما نسبت به گذشتگان كوچكيم، ما نسبت به بزرگان خرديم و اگر اين نام‌ها بر زبان‌ها جاری باشند ديگر ما به حساب نمی آييم.

در حقيقت نميتوانند بزرگی ديگران را پنهان كنند بلكه دارند كوچكی خود را فرياد ميزنند. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه فرمايشی در باب ايمان دارد. مدعيان ايمان اگر اين خطبه را بخوانند متوجه عرض من ميشوند. از ايشان كه در مورد ايمان سوال ميكنند، ميفرمايند كه ايمان چهار پايه دارد: صبر و يقين و عدل و جهاد. هر كدام از اينها را برميشمرند و آنها را به چهار شعبه تقسيم ميكنند و بعد ميفرمايند كه يكی از اين اركان اين است كه در تاريخ گذشتگان چنان غور كنيد كه گويا يكی از آنها هستيد، آن‌وقت ميتوانيد عادل باشيد. آن كسانی كه بخش‌هايی از تاريخ اين كشور را پنهان ميكنند با عدالت سر عداوت و دعوا دارند، نميخواهند مردم در ترازوی عقل به عدل برسند و از سنگ دانش و تعقل به عدالت برسند، غافل از اينكه دارند به چشمه خورشيد خاک ميپاشند.

 اگر در تاريخ ايران كسی توانسته نام خواجه نظام‌الملک ، نام عطار نيشابوری، نام ابوريحان و فردوسی و سعدی و حافظ را از يادها پنهان كند، اگر كسی حتی توانسته است نام احمد شاملو را پنهان كند، ميتواند نام بزرگانی چون شجريان و بازرگان را هم از صفحه ياد انسان‌هاط اين سرزمين پاک كند.

اينها رنج خود ميبرند و زحمت ملت ميدارند. به نظر من از مقدمات زمامداری و از مقوّمات مديريت هوشمندانه و خردمندانه اين است كه از همه ظرفيت‌های كشور استفاده كنيد. بازرگان براي اين كشور يك ظرفيت است، البته اگر ميخواهيد مديريت كنيد. آقای شجريان يک ظرفيت برای اين كشور است، او از مرز اينكه يک خيابان به نامش باشد گذشته و بر لوح دل‌های اهل هنر و فرهنگ اين مملكت حك شده است. بنابراين وقتی تلاش ميكنی او را از ذهن اين مردم حذف كنی داری حقارت خود را به نمايش ميگذاری، چون بزرگی او كه پنهان‌شدنی نيست.

گروهی كه وصف كردم، شرح صدر لازم برای مديريت را ندارند. احساس ميكنند اگر كسی در جايی با آنها مخالفت كرد، بايد نام و ياد و آثارش را از صحنه خاطرات اجتماعی حذف كنند. اين نوع مديريت، مديريت حذفی است نه جذبی. اينها يک قشر قدرتمند (به لحاظ اقتصادی و سياسی) هستند و يک مجموعه تاثيرگذار در مناسبت سياسی هستند و دولت در سايه‌ای در جمهوری اسلامی هستند. بنای آنها بر اين است كه به همه ثابت كنند كه اگر ما نخواهيم، نميشود. هر جا مردم يا نمايندگان واقعی مردم اراده‌ای نشان داده‌اند، آنها سعی كرده‌اند بگويند كه: ما در مقابل اين اراده می ايستيم و توانايی از كار انداختن اين اراده را داريم.

بنابراين متاسفانه بايد عرض كنم كه آنها نمايندگان بخش خشک انديشی هستند كه حكومت را در حوزه تعاملات انسانی از بالا به پايين ميبينند و ميگويند مردم رعيت ما هستند و ما خير و صلاح آنها را بهتر ميدانيم، ماييم كه ميگوييم كی نماينده باشد، ماييم كه ميگوييم چه اتفاقی خوب است و چه اتفاقی بد. ما بايد بگوييم خط‌مشی سياسی چه بايد باشد و خط مشی فرهنگی چه.

در واقع اين گروه خودشان را عقل منفصل اجتماعی ميدانند و جالب است كه بدانيد اينها ممكن است در مركزيت اندک باشند اما سايه‌شان از خودشان بلندتر است كه سعدی گفت: «اگر ز باغ رعيت ملک خورد سيبی/ برآورند غلامان او درخت از بيخ»، اينها عده‌ای هستند كه اگر هسته مركزی به آنها بگويد برويد و كلاه بياوريد، برای خوش‌‌آمدشان، سر می آورند. برای همين است كه فكر ميكنم اگر با اصلی های اين هسته صحبت كنيد بعيد است كه خيلی دغدغه اين داشته باشند كه خيابانی هم مثلا به اسم مصدق باشد يا نباشد. اين پايينی ها هستند كه برای نمايش خوش‌خدمتی حاضرند چنين اتفاقاتی را رقم بزنند و جلوی چنين نام‌گذاريهايی را هم بگيرند.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.