14 آوریل, 2021

بازرگان، ايستاده در برابر باد-میلاد انصاری

  • توسط AdminA
  • چهارشنبه , 14 آوریل 2021
  • نظرات خاموش
Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

اگر طي يك قرن اخير در تاريخ سياسي ايران قطع نظر از انقلاب مشروطه بخواهيم حول محور سكه گم شده بازار سياست ايران يعني ” دموكراسي” و اهميت آن كنكاش كنيم ، بدون شك يكي از برهه هاي مهم و تأثير گذار آن ، دوره ي چند ماهه دولت موقت با نقش آفريني مهندس بازرگان خواهد بود .

بازرگان در سال ١٢٨٦ در تهران چشم به جهان گشود. پدرش حاج عباسقلي بازرگان (تبريزي) از تجار و روشنفكران زمان خود بود، وي تحصیلات خود را تا مقطع دبیرستان در این شهر گذراند. در سال ١٣٠٦ جزء اولین گروه محصلین ممتاز کشور، برای تحصیل به فرانسه اعزام شد و در بین دانشجویان اعزامی اولین کسی بود که وارد تحصیلات عالی دانشگاهی شد و مورد تشویق وزیر وقت فرهنگ قرارگرفت.

پس از ٧ سال تحصيل در فرانسه به كشور بازگشت و رهسپار خدمت سربازي شد.

بازرگان در سال ١٣١٥ به عنوان اولین دانشیار دانشکده فنی تهران مشغول به تدریس شد و دو دوره‌ی متوالی ریاست اين دانشكده را بر عهده گرفت.

او در سال ١٣٣٠ توسط دکتر مصدق به ریاست هيئت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران انتخاب شد و با حمایت مردم يد استعماري انگلیسی ها را از به تاراج بردن طلای سیاه ایران کوتاه کرد و با همت متخصصين وطني موفق به راه اندازي و اداره صنايع عظيم نفت شد.

ایشان از اولین شخصیت های سیاسی بود که به کودتای ننگین ٢٨ مرداد عليه دكتر مصدق واکنش نشان داد و به دلیل اعتراض مکتوب علیه انتخابات غیرقانونی مجلس شورای ملی از خدمات دولتی و حتی تدریس در دانشگاه محروم شد .

فلذا تا بهمن ٥٧ که به سمت نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران رسيد ، تنها در بخش خصوصی فعالیت داشت.

بازرگان در تشکیل جبهه‌ی ملی و مبارزات سیاسی فعالیتی موثر داشت و در بهار ١٣٤٠ همراه با آیت‌الـله طالقانی و دکتر سحابی «نهضت آزادی ایران» را پایه‌گذاری نمودند. فعالیت‌های دینی بازرگان تا حدي بر فعالیت های سیاسی او مقدم تر بود با اين وجود او در تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان ، انجمن اسلامی معلمان ، تاسیس انجمن اسلامی مهندسین و

پژشكان مشاركت داشت .

◾️٣٠ دي سالروز مرگ مهندس مهدی بازرگان است،

به همين دليل در اين ياداشت سعي شده است به كنش و واكنش هاي مهندس بازرگان و دولت موقت پرداخته شود.

پروژه‌ مدرنیزاسیون یا ایدئولوژیزاسیون دین که اغلب فکر می‌کنند با دکتر علی شریعتی شروع شده بیشتر کار مهندس بازرگان بود، وی کتابی دارد به نام «بعثت و ایدئولوژی» و منظور از ایدئولوژی پروژه‌ پیرایش‌گری و نوسازی دین بود که به باور او دين باید از حالت سستی و خرافی بیرون بیاید ،و تا توانست در اين راه تلاش كرد.

اما نقطه ضعف مرحوم بازرگان و امثال ايشان در پيوند و اتصال بحث هاي تئوريك ديني با گرايش هاي آزادي خواهانه بود.

بيان دقيقي از دين وجود دارد كه هم دين مي تواند در معركه آراء روسپيد و سربلند بيرون بيايد ،و هم عقل كاملاً مي تواند در تحقيق آزادنه ارزش هاي جاودانه و زيست ديني را تصديق كند ، و آنها را به عنوان مبنايي خرد پسند و اخلاقي براي يك زندگي شريف بپذيرد . (١)

با وجود اينكه گرايشات مذهبي بازرگان كاملاً عيان بود اما توسط گروه سياسي موجود در عرصه آن روزها با اهدافي مغرضانه به صفت لیبرال نیز موصوف شد.اگرچه در این باره اختلاف نظرهاي گوناگوني وجود دارد اما بايد توجه داشت که بعد از انقلاب اسلامی در فرهنگ چپ متاثر از حزب توده و … از لیبرال به عنوان یک برچسب و توهین استفاده می‌شد.

اگرچه بازرگان هیچ گاه نگفته است ‌که لیبرال است و یا لیبرالیسم ایده‌آل و ایدئولوژی او است، اما درجایی که به این موضوع متهم شد، گفت: “مگر ليبرال يا ليبراليسم چيز بدي است؟” (٢)

چرا بايد از اصل دادن به آزادي و اولويت آن به هر آرمان ديگري و دفاع از عقل گرايي، علم گرايي، ترقي خواهي، حق مالكيت، نظام پارلماني ، مشاركت سياسي و … كه همگي جزء آرمان هاي ليبراليسم است، شرمسار باشم؟

آرمان هاي را كه دولت موقت براي آن تلاش مي نمودند هدفي جزء تحقق و تعميق دموكراسي براي توسعه و پيشرفت كشور نبود.

اما گروه هايي همانند جنبش مسلمانان مبارز كه با مرام ليبراليستي دولت موقت اختلاف ايدئولوژي داشتند با استراتژي “نشريه اُمت” و با مهندسي حبيب اله پيمان در اين نشريه تيتر مي زدند” ليبراليسم جاده صاف كن امپرياليسم “

چيزي كه بعد ها از آن ابراز پشيماني نمودند ولي مصداق ” نوش دارو بعد از مرگ سهراب “بود.

آن روزها به خاطر گرایش به مفاهیمی چون حقوق بشر ، آزادي و…لیبرال ناميده می شد.به خصوص که كنش هاي او و دولت موقت تایید کننده این مدعا بود. اما نه لیبرالي كه در غرب است، ما در ایران اصلاً چنین گرایش و جنبش مستقل و شناخته شده‌ای نداريم . اگرچه نیروهای دموكرات و آزادی خواه بعضاً با گرایش های لیبرالی داشته‌ايم.

در مورد مهندس بازرگان هم همین که صفت مذهبی آورده مي شود مانع از آن شده ،که دیگران وی را یک لیبرال به معناي غير مذهبي بخوانند.

زيرا مي توان گفت كه لیبرالیسم غربی در مجموع نسبت به مذهب زاویه دارد، با وجود اينكه در آنجا گرايش ديني ليبرالي در حوزه اعتقاد خصوصي وجود دارد اما به تدريج به لحاظ ديني بيشتر نوعي “لاادري گرايي” بر آن مسلط شده است كه حقيقت مطلق نيست و نسبي است، اين نسبي گرايي با دين هم خواني ندارد.(٣)

در زمانی که هنوز حقوق بشر مفهومی شناخته شده در ایران نبود و همگان از حقوق مستضعفین حرف می‌زدند ، بازرگان به حجيت اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره مي کرد و از جمله بنیانگذاران جمعیت ایرانی مدافعان حقوق بشر بود.

كماكان روشن است كه وقتي انسان يك سري از مكاتب يا مبحث مهمي همچون حقوق بشر را در حوزه تعهدات سياسي و ديني خود جاي دهد ، نمي تواند براحتي مواردي چون زندان سياسي ، اعدام و…. را بپذيرد.

▪️دولت موقت تمام كوشش خود را بكار گرفت كه حتي يك نَفَر ولو ساواكي شكنجه گر هم اعدام نشود. خدا مي داند كه ما چه كشيديم تا توانستيم چند نَفَر از مجرمين را اعدام كنيم. (٤)

بازرگان از لیبرالیسم سیاسی، “اصلاح‌طلبی” را به خوبی آموخت. در نظریه «آزادی‌خواه» و در عمل «ضدخشونت و قانون گرا» بود ، چيزي كه در جريان محاكمه اش در دادگاه به صراحت بيان كرد : (” ما آخرين گروهی هستيم که با زبان قانون با شما صحبت می کنيم. “) ، با وجود آنكه پيدايش گروه‌هاي مسلحانه را در جريان انقلاب پيش‌بيني مي‌كرد هرگز به دام مبارزه مسلحانه نيفتاد.

مهندس بازرگان منتقد سر سخت راديكاليسم و مدافع حركت هاي گام به گام بود. او در عرصه‌ی ديني فردي” معتقد و پايبند” ، در حوزه اقتصاد مدافع “بخش خصوصي” و در عرصه‌ی سياسي با وجود مخالفت با وضع موجود، “وفادار به قانون” بود.

بازرگان “مشروطه‌خواه و رفرميستي” بود، كه هميشه و همواره حركت تدريجي و گام به گام را بر راديكاليسم و انقلابی‌گري ترجيح مي‌داد.

بازرگان مدافع وخواهان جامعه” پلورال گرا و پلورال نهاد “بود و آن را يكي از أركان اساسي جامعه مردم نهاد و مردم سالار مي‌دانست.

ایشان همواره اهل سیاست بود و در مذاکره و محاسبه بر سر راه‌های رسیدن به “آزادي” هر جا كه لازم مي شد ، تاکتیک های خود را تغییر و معامله می‌کرد. اما بر سر ارزش‌ها و اصول خود تن به چنين كاري نمي داد.

بازرگان در بدترين موقعیت ممکن رئيس دولت موقت اسلامی شد. وي معتقد بود كه بعد از پيروزي انقلاب نوبت سازندگي است، و وضعيت را بايد گام به گام و آرام سامان داد، از آنجايي كه فضاي ملتهب آن روزها خواستار تغييرات سريع و آني بود ، تصميمات اصلاحطلبانه بازرگان را سدي در مقابل خروش انقلابي خود ميديدند .سرانجام سيل خروشان اين گروه افراطي پس از ٢٥٧ روز و با تسخير سفارت آمريكا به دست دانشجويان پيرو خط امام ، دولت موقت را در روز ١٤ آبانماه ٥٨ وادار به استعفا كرد.

بعد از اين مهم يك ناكامي ديگر بر سلسه ناكامي هاي ليبراليسم كه از دوره مشروطه شروع شده بود، اضافه شد. در آن زمان ظهور رضاخان ، ” استبداد سياسي” ،اقتصاد تك قطبي مبتني بر نفت” و “رؤيا پردازي روشنفكران “و در بعد از انقلاب ضعف تجربي تاريخي و خامي تاريخي ما باعث شد كه ” ليبراليسم ” براي هميشه به انزوا برود.

 و همان بر سر بازرگان آمد که بر سر همه‌ی رهبران غیرانقلابی در شرایط انقلابی مي آید.

 چرخ روزگار در برهه اي متعارض مهندس بازرگان را به صدارت رساند و در جايي بيان كرد من ۲۰ سال پيش كتابي راجع به سازگاري ايراني نوشتم ، تنها چيزي كه در آن مدت چند ماهه نديدم “سازگاري” بود.

ريشه اين ناسازگاري ايراني را شايد بتوان در درون جوامع كوتاه مدت و كلنگي آن جستجو كرد.

زيرا جامعه ايران بر خلاف جامعه اروپا يك جامعه كوتاه مدت است و ليكن در جوامع كوتاه مدت حتي تغييرات مهم و بنيادين اغلب عمري كوتاه داشته اند.اين بي ترديد نتيجه فقدان يك چهارچوب استوار و خدشه ناپذير قانوني است.(٥)

او بعد از استعفا به عرصه‌ی عمومی بازگشت و تصمیم گرفت نامزد اولین دوره‌ی ریاست جمهوری ایران شود اما با مخالفت نهضت آزادی و دیگر نیروهای ملی و مذهبي روبرو شد و رقابت را به حسن حبیبی (عضو وقت نهضت آزادی) واگذارکرد و کنار رفت. حتي جناح چپ نهضت آزادی به رهبری عزت‌اله سحابی در دوران تصدی دولت موقت  بازرگان علیه او اعلامیه می‌داد: «رفتار نرم با ضدانقلاب و آزادی دادن به آنها یعنی تقدیم انقلاب به ضد انقلاب.(٦)

بیست سال بعد از کناره‌گیری مهندس بازرگان از نخست وزیری در دوم خرداد ماه “جنبش اصلاحات “به وجود آمد که در آن اكثر برنامه‌‌های دولت بازرگان باز تولید شد يا به نوعي آرمان و شعارهاي دولت اصلاحات مبتني بر آرمان ها و شعار هاي دولت بازرگان بود و بعضاً برخي دوران اصلاحات را دوران بسط و ترويج آموزه هاي ليبرالي مي دانند .

اما در دوره ي اصلاحات ارتباط آقاي خاتمي با ليبراليسم دور و با واسطه بود .

زيرا مي خواست با رجوع به قران و سيره بگويد آزادي ، جامعه مدني ، توسعه خوب هستند ، بدون اينكه از اينها سنجش مناسبي داشته باشد.(٧)

اين تفاوت اساسي باعث شد که کارشناسان عرصه‌ی سیاست را متوجه اين مهم نمايد ،که مهندس بازرگان در جریان اصلاح طلبی ۲۰ سال از دیگران پیشی داشت.

بازرگان آزادیخواه و اصلاح‌طلب زندگی کرد و آزادیخواه و اصلاح‌طلب از دنیا رفت. اگر چه دلسوز ایران و اسلام بود اما قرآن به او آموخته بود: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم.» و هرگز در هراس و یاس نبود ، و حرص رستگاری خلق را نداشت

بازرگان معتقد به حکومت قانون، اصلاح‌طلبی، سياست ورزی، میانه‌روی و زندگی مدنی بود .

 و در یک کلام در باور ايشان آزادیخواهی در جامعه اي باور می‌شود که “طبقه‌ی متوسط،‌ جامعه مدنی و بخش خصوصی مستقل و مقتدر داشته‌باشد” و تا این شرایط محقق نشود کاشتن نخل بر بحر است.

مهندس بازرگان سرانجام در ۳۰ دی ماه ۱۳۷۳ وقتی ایران را به قصد معالجه ترک گفته‌بود در نیمه‌ی راه چشم از جهان فرو بست .

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

١.گفتگوي آرش نراقي با مهرنامه ، ش ١٨، ص ٩٥

٢. روزنامه اطلاعات (١٣٥٨) ، گفتگو با بازرگان ، ٥ دي

٣. گفتگوي احسان شريعتي با مهرنامه، ش ١٨، ص٩١

٤. خاطرات صادق خلخالي ص ٤٠٣

٥. كتاب ايران جامعه كوتاه مدت، محمدعلي همايون كاتوزيان، ص ٩

٦. بیانیه نهضت آزادی در ٢٨ مرداد ٥٨

٧. گفتگو حاتم قادري با مهرنامه ، ش ١٨ ، ص ٧٩

منبع:ماهنامه صدا، شماره ۵۳

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.